:)

When she was just a girl,
وقتی اون فقط یه دختر کوچیکی بود
She expected the world,
همه ی دنیا رو برای خودش میخواست
But it flew away from her reach,

اما دستش به اونی که میخواست نرسید
So she ran away in her sleep.
پس فرار کرد زمانی که خواب بود
Dreamed of para-para-paradise,

رویای پارادایس(بهشت)رو دید
Every time she closed her eyes.
هر موقع که چشمهایش رو میبست

 

And bullets catching her tears.
و بغضش مانند این که گلوله ای از ان رد شود میترکد

 Life goes on,

زندگی جلو میره
It gets so heavy,

گاهی خیلی سخت میشه
The wheel breaks the butterfly.

و بال های پروانه هم زیر این سنگینی میشکنه
Every tear, a waterfall.

هر اشک مانند یک ابشار
In the night, the stormy night,

در این شب این شب طوفانی
She closed her eyes.

اون چشم هاشو بست

Away she flied.
به دوردست ها پرواز کرد

She dreamed of para-para-paradise,

اون خواب بهشت رو میبینه

So lying underneath the stormy skies.

و در حالی که زیر اون اسمون طوفانی خوابیده بود
She said oh.

اون گفت اوه
I know the sun’s set to rise.
من میدونم بعد هر غروبی طلوعی است
This could be para-para-paradise,

این میتونه بهشت باشه

+ cold play-paradise

+هواے پـ اییز....

+ خیـلی بَـده ..میخوای بنویسے امـا موضوعـ ندارے...!

 آ دَ مـ  گـِریـَش میگیره ..مخصوصا وقتی ک وبتــ 2 ماهِ خالیه !

 

/ 68 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازیلا

کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین می‌خوردی و از درد به خودت می‌پیچیدی یه داور می‌اومد از آدم می‌پرسید:می‌تونی ادامه بدی؟! تو هم میگفتی نه ، باید برم بیرون . . . {دلم برات تنگ شده بارانی } [وحشتناک]

الهام

آجی آپ نکردیا خوبی ؟درساتم خوب بخونی موفق باشی

الهام

سلام خواهری وقته امتحاناست اگه بودم حتماااااااااااا

زهرا

سلام عزیزم من یه چند خطی نوشتم فقط به خاطر تو[ماچ]

شکوفه

خیلییییییییییی و بلاگت رو دوست داشتم اگه با تبادل لینک موافقی حتما خبرم کن

زهرا

الهی بگردمت عزیزم...خوشحالم ک خوشحال شدی[نیشخند] شما بیشتر از اینا ارزش داری خانومی[ماچ]

Amir

ممنون از نظرت![لبخند]

بهار و الهام

بعضی از آدما هستن که تا وقتی که براشون استفاده داری باهات دوستن به محض اینکه احتیاجات شون بر طرف شد دیگه نمی بینی شون اما این بعضی ها خیلی زیادن...

بهار و الهام

نگران دلتنگی هایم نباش اینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد پس بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی

نازیلا

کسی که نشسته است همیشه خسته نیست شاید جایی برای رفتن نداشته باشد ...